قصه گویی

قصه‌ها و افسانه‌های ایرانی – قصه جان‌تیغ و چل‌گیس

یكی بود، یكی نبود. پادشاهی بود كه بچه‌دار نمی‌شد. پادشاه كه از مال دنیا هیچی كم نداشت، فكر و ذكرش شده بود اولاد كه وقتی سرش را گذاشت زمین و مرد، پسره صاحب تاج و تخت بشود. یك روز درویشی به قصر پادشاه آمد و سیبی به زن پادشاه داد و گفت:‌ «موقع خواب نصف اطلاعت بیشتر دربارهقصه‌ها و افسانه‌های ایرانی – قصه جان‌تیغ و چل‌گیس[…]